دوقلوهای ماماندوقلوهای مامان، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 15 روز سن داره
زندگی من و بابا.عقدزندگی من و بابا.عقد، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره
بابایی بابایی ، تا این لحظه: 41 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره
مامانیمامانی، تا این لحظه: 37 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

خدارو باهمه وجودم حس کردم

یکم دپرسم اما ناامید نیستم

1393/1/20 18:24
883 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

دوشنبه غروب شوشو از بانه رسید اومده بود ماشین رو برداشته بود و مستقیم رفته بود پیش باباایرج...یکم که گذشت باهم اومدن خونه...بعد سلام و احوالپرسی و یکم خوش و بش نشسته بودیم یهو ساعت 22:30تلفن همسری زنگ خورد...دیدیم پدرشوشو هستن پشت خط...ازحرفای همسری متوجه شدم که مادرو پدر و برادر مجرد شوشو دم خونه ی ما تلپ هستن...نگو وقتی همسرم به پدرش که گفته من فردا ازبانه میرسم و خسته ام بمونین پسفردا بیاین...پدرشوشو هم متوجه نشده برداشته زن و بچه شو روزیکه شوشو از بانه میرسه قشون کشی کرده خونه ی ما...منم که جاریم بهم زنگیده بود گفتم که اگه میشه فردا نیاین اونم گفته بود باشه اما نمیدونم چرا پدرشوشو از جاری اینا خبر نگرفته پاشده بود اومده بود خونه ی ما...خلاصه اونجا یکم شوشو ناراحت کارباباش شدو برخوردش که تلفن رو برای شوشو من قطع کرد وقتی فهمید ما خونه نیستیم....خلاصه...دیروز از صبح خونه رو جم و جور کردم و از ساعت 10 تا 2 بکوب سرپابودم بعدشم 45دقه تردمیل رفتم و کف پاهام درد گرفت ازاینهمه تحرکاز شب قبلش که خونه باابم بودم ماکارونی خورده بودم تا الان غذای گرم نخورده بودم تا الان....خلاصه عصرشد و شوشو اومد فرستادم وسایل کیک بیسکوییتی رو خرید قبلشم یکم گردو شکست و به پدرش زنگ زد که شب با داداش اینا بیاین ها اونطرفم پدر شوشو مث بچه ها ناز میکرد...اه بدم میاد ازاین کارا بعدش میگن رفتارتون رو درست کنین...وقتی خودشون اینطورین...من مشغول اماده کردن کیک بیسکوییتی شدم و شوشو رفت حمام و از ساعت 8:30 منتظرنشستیم تااینکه ساعت22:35اینارسیدن خونه ی ما...یه چن دقه نشته بودن که یهویی یه صدایی بلند شد ازخونمون همه ریخته بودن پای تردمیل بچه ها...مامان باباشون...خخخخخگفتم الان همسایه ها میریزن خونهجاری ویبره میرفت داداش شوشو تردمیل پارسا مسگری پریسا هم پارسا رو میکشید پایین خودش بره رو دستگا...یکم دورهم نشستیم ساعت12به بعد تشریف بردن

 

واما امروز 20 فروردین دیشب با ژیلا هماهنگ شده بودیم  صبح ساعت8 بیدارباش و 9 اینا ازخونه زدیم بیرون یکم پیاده یکم باماشین سرراه کاربانکی مون رو حلش کردیم وبعدش رفتیم سونوگرافی دکتر لیلا شهریارفر وااااای پربود مارفتیم داخل از ساعت 10:15 انتظارما شروع شد تا ساعت 2:30دیگه کمردرد گرفتم بس که نشستم یکم با زیلا رفتیم بیرون تا اومدیم نوبت ما رسید نفر28 بودما اما سونوگرافی زیاد طول میکشید رفتم داخل دراز کشیدم خانم دکتر سونوگرافی کردن اولش گفت زیاد معلوم نیست...فرمودن شلوار پای راستتو دربیار وای خدا بدنم یخ شددستگاه رو دادن داخل و گفتن که رحم تون مشکلی نداره اصلا ولی تنبلی تخمدان دارین خانم یه جورایی دلم شکست چون تابه امروز هیچ کس نگفته بود تنبلی دارم....دم دستگاه ایشونم مجهز بود فکرنکنم اشتباه شده باشه...منتهی من قبلا دوبار سونو شده بودم اثری از تنبلی نبود اینم مشکل جدید ماپاشدم نتیجه رو گرفتم اومدم راهی خونه شدیم...حوصله نداشتم مامانم گفته بود برم اونجا...اومدم از حرصم 30 دقیقه تردمیل رفتم و  10 تا ویبره بعدش دوش وبعدش یه تخم مرغ نیمرو کردم زدم  به بدن دلم غذای گرم میخواستقرار بود امروز بریم خدمت پرفسور عبدی اما شوشو دیرمیرسه موکول شد برای فردا که شوشو زودترمیاد...ایشون نتیجه رو میبینن و بعدش میرم یه دکتر دیگه البته به پیشنهادایشونمامانم زنگید شام رو بریم خونشون...شوشو تا یه ساعت دیگه میاد برسه حاضرشیم بریم اونجاداداش سجاد و النازو امیرم اونجان برای شام...دوستای گلم دعاکنید درسته تصمیم دارم یه مدت اقدام نرم و خودمو بسازم و خوش هیکل کنم اما تنهایی بدجور عذابم میده...دوستون دارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

غزاله
20 فروردین 93 20:04
سلام الناز جونم سال نو رو تبریک میگم ایشالا امسال سال ارزوهای به بغل گرفتمون باشه.عزیزم غصه تنبلی رحمتو نخور منم ی مدت داشتم و بعد برطرف شد.بالاخره ی روز خوب میاد...
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام غزاله جون مرسی شال نو شماهم مبارک عزیزمممممممممممممم....انشالله عزیزم که خیلی زود برای همه مون این اتفاق زیبا رخ بدهفداتشم مرسی بابت روحیه دهیتقربونت انشالله زودی خبر خوش بهم بدی
مامانه کیاناوهانا
21 فروردین 93 2:07
خصوصی
مامانه کیاناوهانا
21 فروردین 93 2:10
الناز جون همش میام وبت سر میزنم به امید اینکه خبرهای خوب ببینم...دلت روشن باشه عزیزم...امیدت به خدا...امیدوارم به ارزوی قلبیت برسی دوستم... دوست دارم و برات دعا میکنم اگر لایق باشم...
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام عزیزم...خوبین؟لطف میکنین گلملیاقت شما بیشتر ازایناست من اگه لیاقتشو دارم برای من دعا کنید التماس دعا
زهراخ
21 فروردین 93 9:54
سلام گلم الهی فداتشم خسته نباشییییییییییییییی انشاا...که همه چی درست میشه وخدادلت روشادمیکنه عجقم مواظب خودت باش نفسم
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام عزیزمممممممممممممممممممممممممممممممممممم فداتشم خانمی....مرسی انشالله عزیزم
مامان آینده
21 فروردین 93 11:04
الناز جون چه روزهای پر کاری داشتی اون مشکل هم چیز خاصی نیست با چند تا قرص حل میشه جاری من هم یه مدت این طور شده بود و دکتر دو نوع قرصش داده بود و اینا حواسشون نبود با این که نی نی نم یخواستن ، نی نی دار شدناگر دکتر قرص داد ، حواستو بده جایی دیگه نی نی خودش میاد گلم مواظب خودت باش
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام عزیزم خوبین خخخخخخخخخخخخخخخخخخ دقیقا خیلی پرکاربودمانشالله که چیزی نیستچشم خانمی مرسی عزیزدلم خانمیییییییییییییی
باران
21 فروردین 93 11:08
سلام الناز جونم عزیزم اول اینکه تنبلی تخمدان با سونوگرافی مشخص نمیشه گلم همین که پری عقب میفته یه هشداره واسه تنبلی تخمدان من اوستا شدم دیگه چون هزار راه واسه این دردم رفتم و ازت خواهش میکنم به تجربیاتم گوش کنی تا زودتر از من به نتیجه برسی/الناز جون اول اول باید باید وزنت رو خیلی کم کنی/چیزهای سرد نخوری/تا میتونی گرمیجات استفاده کنی/قید ماکارونی وبرنج وکیک و سیب زمینی رو بزنی/ الناز بی تعارف بهت بگم اگر وزنت رو پایین نیاری تخمک گذاری نمیکنی/خیلی ها وزنشون بالاست با این حال زود حامله میشن اما خیلی ها هم با کمی اضافه وزن دچار تنبلی میشن/ ازت خواهش میکنم به حرفام گوش کن اگر از ته دل بچه میخوای کمی به خودت سختی بده من 6 ماه تمام رژیم گرفتم حالا عکس عیدمو میزارم میبینی چقدر لاغرشدم/قید غذاهای مورد علاقمو زدم جز یک کفگیر برنج اونم سرخالی نمیخوردم بیشتر آبکی میخوردم به جای نون کمی سنگک میخوردم/الناز من با خوردن یه قطره ی تلخ طی 3 ماه الحمداله ماه 4 جواب گرفتم حتی هادی میگفت بوشم تهوع آوره چطور میخوری؟اما من هدفم اونقدرشیرین بود که زهرمارم میخوردم مهم نبود/سرسری نگیر الناز اول وزنت رو بیار پایین /دوستت دارم توهم برام دعاکن صدای قلبشو بشنوم
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام بارون جونم خوبی عزیزم؟عزیزم برای من یه دستگاه کرد داخل رحمم و چن دقه معاینم کرد....باران جونم تصمیمیم رو گرفتم و جدی هستم میخوام لاغر کنم و تا خرداد کلی عوض بشم و تااخر سالم انشالله مانکنسعی میکنم و مطمئنا به حرفات گوش میدم و نتیجه ش میگیرم انشاله
مامان سویل
21 فروردین 93 12:00
عیدتون مبارک عزیزم ایشالله به زودی به ارزوت برسی و امسال روزهای خوشی رو تجربه کنی
الــنـــازجوون
پاسخ
مرسی عزیزم سال نو شماهم مبارک...انشالله و همچنین شما....مواظب فرشته های کوچولوتون باشید
فریبا
21 فروردین 93 12:10
سلااااام الناز گلیییییییییییییییییییییی خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ريالربونت برم خودتو ناراحت نکن تنبلی تخمدان که مشکلییییییییییییییییییییییی نیست انشالاه درست میشه توکل به خداااااااااااااااااااااااااا دوست جونم
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام عزیزدلمممممممممممممممممممممممم مرسی توخوبی ابجی جونم......؟فداتشم مرسی نه خداروشکر حالم خوبهدوست دارم بووووووووووووووووس
نیلوفر جون
22 فروردین 93 1:24
مامان هانا
24 فروردین 93 0:05