دوقلوهای ماماندوقلوهای مامان، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 16 روز سن داره
زندگی من و بابا.عقدزندگی من و بابا.عقد، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
بابایی بابایی ، تا این لحظه: 41 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره
مامانیمامانی، تا این لحظه: 37 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

خدارو باهمه وجودم حس کردم

نتیجه از نظر پرفسور عبدی

1393/1/22 15:26
3,588 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

خوبین دوستای گلم؟

امیدوارم روزجمعه ی خوبی رو سپری کرده باشین و کلی اتفاقات خوب براتون اتفاق افتاده باشه...الهی آمین

نی نی نازم خیلی بدجور دلتنگتم...چراباید انقد منتظرت باشم؟وحسرت داشتنت رو بخورم؟چرا بابایی انقد نی نی دوس داره حتی بیشتر ازمن و همیشه میگه الناز وقتی نی نی بیاد وقتی از سرکار میرسم خونه وقتم و با نی نی میگذرونم و چقد دلخوش اون روزاست بابایی این چن روزه خیلی گرفته و بیحال بود...من فکرمیکردم شاید از کاش خسته ست و چون اول بهاره و بعدچن روزتعطیلی رفته سرکارلابد حوصله نداره...اما دیروز عصر بعدازاینکه از مطب دکتر عبدی اومدیم بیرون خودش اعتراف کرد وگفت که النازاین چن روز همش توخودم بودم و حوصله ی حتی حرف زدن هم نداشتم نگران بود که خدایی نکرده نکنه مشکلت حادباشه...اخه خانم یکی از همکاراش الان 5-6ساله سالی یکی دوبار عمل میکنه و خوب شدنی هم نیست و تااینجا 30-میلیون خرج عملش کرده باز خوب میشد بهتربودگفت میترسیدم خدایی نکرده مث اون شده باشی...دیدم طفلی رنگ به رخش اومد و چقد عوض شد

ایشونم دکتر عیسی عبدی راد که واقعا نمونه ی یک انسان متشخص و باسواد و کلا همه چیز دیده ستدیروز بابایی ساعت 4 اینارسید خونه نهار قورمه سبزی داشتیم خوردیم و 5:15رفتیم مطب ازشانس ما زیاد شلوغ نبود چن دقیقه ای متنظر شدیم بعد رفتیم داخل...چقدخاکی چقد مودب و متین واقعا...نتیجه ازمایش رو که دیدن گفتن که پلی کیستیک دارم وخداروشکر با دارو  قابل درمان هستش اما قرار شد برم پیش دکتر دیگه...ایشونم گفتن که خانم وزنتون رو کم کنید...تو دلم گفتم دیگه بسه والله به خدا دیگه کم میکنمازمطب اومدیم بیرون باشوشو رفتیم مطب دکتری که قرار برم پیشش...متاسفانه پنجشنبه بود و اکثرا تعطیل بودن...ولی خب مطب رو شناختم و قراره شنبه یعنی فردا بزنگم یا حضوری برم مطب...بعد کمی پیاده گشتیم و سرم زد که برم متخصص تغذیه که چن تا ازدوست و اشناها رفتن و کلی فرق کرده بودن...هرچند بسته به اراده ادم داره....از شانسم اونجا هم تغیر مکان داده بودن و ر فتیم محل جدید که اونجاهم بسته بود...موندباز فردا که شوشو ارومیه هستن بریم و سربزنیم و انشالله این سال سال فوق العاده ای بشه برام....باکلی تغییر و تحول و اتفاقات خوبالان شوشو رفته باشگاه و منم فعلا نشستم بیکار بیاد دوش بگیره احتمالا بریم از جاده مهاباد رازیانه ی خالص  بخریم تا بذارم تو برنامم و انشالله نتیجه شو ببینم

نمیدونم باوجود اینکه میدونم مشکل دارم اصلا ناامید نیستم اتفاقا یه نوری تو دلم هستش یه امیدی...چون خب بالاخره مشکلم حل میشه و مهم تر فهمیدیم که مشکل از کجاست به هرحال میدونم مامان میشم چرا غصه بخورم...خداجونم من فعلا صبردارم درسته خیلی وقتا دلم میکشنه و ناله یمکنم از تنهایی اما عوض من دوستایی که منتظرن رو نی نی بده و از چشم انتظاری درشون بیار ازته دل دعامیکنم و التماس دعا دارم از دوستای گلم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

فریبا
22 فروردین 93 16:45
سلاام الناز جونم خوبی؟خسته نباشی عزیزم انشالاه که امسال سال خیلییییی خوبی باشه برای همه ی ما منتظرا خدا رو شکر که باران با اومدن نی نی اش به هممون امید دداد همین که مشکل رو فهمیدی مطمئن باش زود جواب میگیری با توکل به خدای مهربون عزیزمممممممممممممممممممممم
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام ابجی جووووونم مرسی توخوبی.انشالله خانمی اره والابااومدن فرشته ی باران جون من یه حال وهوای دیگه دارم خداقسمت همه بکنه .الهی آمین
مامان یاسمن و محمد پارسا
22 فروردین 93 17:48
عزیز دلم ایشالاه این مشگل هم حل میشه و به سلامتی همه چیز بر وفق مراد میشه
الــنـــازجوون
پاسخ
مرسی خانمی الهی آمین...خداخیرتون بده
زهراخ
22 فروردین 93 20:47
سلام النازجونم خوبی این پستت روخوندم بغضم گرفت عزیزدلم انشاا...که هرچی دلت میخوادخدابهت بده من خداباهام قهره نمیدونم چراولی مهم نیست انشاا...که هرچه زودترخوب بشی نی نی روبغل کنی عاشقتم
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام عزیزم فداتشم مرسی ن چراباهات قهرباشه صبرکن همه چی حل میسه
فرزانه مامان علی اکبر
22 فروردین 93 21:01
انشالله که بزودی جواب میگیری الناز جوووووووووونم
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام مرسی فرزانه جوننننننننم....پسرماهت چطوره خانمی....بوسش کن ازطرف من
باران
23 فروردین 93 11:43
آفریـــــــــــــــــــــــــــــن الناز جونم قوی باش و دست به کار شو الهی به امید سه نفری شدن همه ی منتظراااااااااااااااا
الــنـــازجوون
پاسخ
الهی امین عزیزززززززززززززززم
مامان مهدیار
23 فروردین 93 16:23
سلام عزیزم.انشاالله مشکلت به زودی برطرف شه.وخدا ی نی نی خوشگل بهت بده.مواظب خودت باش توکل کن به خدا
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام گلم مرسی عزیزدلم انشالله خدا نی نی شماروهم براتون نگه داره و دلتون همیشه شادباشه
مامان محیاآرام جانم
23 فروردین 93 16:34
سلام عزیزم.ان شالله خدا برای این همه امیدی ک داری در رحمتشوباز کنه وب زودی صاحب ی نی نی ناز بشی
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام خانمی خوبی؟دختر گلت چطوره؟ببوسشالهی آمین عزیزم التماس دعا
فرشته مامان محمدرضا
24 فروردین 93 5:17
سلام الناز جونم خوبی انشالله که این مشکلت برطرف میشه و نی نی نازت میاد تو دلت. اصلا ناامید نباش. مثلا من خودم بچه ی اولم که دختر بود زایمان زود رس کردم و از دست دادمش تازه بعد هم که خواستم بچه دارشم این دفعه پلی کیستیک شدم حدود 5 یا 6 ماه دارو و خوردم و کلی اذیت شدم تا اینکه خدای مهربون محمدرضا رو بعد کلی سختی و ناراحتی بهم داد. عزیزم شما هم توکلت به خدا رو از دست نده و استرس رو از خودت دور کن و یکم هم وزنتو کم کنی تنبلی از بین میره و میشی مامان یه فرشته ی خوشگل و تپل مپل
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام فرشته جونم مرسی خانم شماخوبی؟پسرخوشکلت چطوره؟ببوسش از طرف من....آخی الهی بمیرم سختی زیاد کشیدی منم مث شمام داره سه سال میشه که تو اقدامم اما خب جدیدا باز روحیه گرفتم و دلم روشته و خیلی هم حالم خوبخه و تلاشمم جدیه برای لاغری انشالله نتیجه بگیرم نی نی هم میاد به موقع خیلی مواظب خودت و پسرماهت باش عزیزم بووووووووووووووووووووووس
مامان الناز
24 فروردین 93 15:11
سلام الناز عزيزم خوبي من بعد از مدتها اومدم تونستم نظر بزارم ايشالاه كه خيري توش هست به اميد خدا به زودي زود حل ميشه الهي امين
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام دوست گلم مرسی شماخوبی؟فرشته کوچولوت چطوره؟میبوسمشبله قربون خدا و مصلحتش بشم مرسی بوووووووووووووووس