نتیجه از نظر پرفسور عبدی
سلام
خوبین دوستای گلم؟
امیدوارم روزجمعه ی خوبی رو سپری کرده باشین و کلی اتفاقات خوب براتون اتفاق افتاده باشه...الهی آمین
نی نی نازم خیلی بدجور دلتنگتم...چراباید انقد منتظرت باشم؟وحسرت داشتنت رو بخورم؟چرا بابایی انقد نی نی دوس داره حتی بیشتر ازمن و همیشه میگه الناز وقتی نی نی بیاد وقتی از سرکار میرسم خونه وقتم و با نی نی میگذرونم و چقد دلخوش اون روزاست
بابایی این چن روزه خیلی گرفته و بیحال بود...من فکرمیکردم شاید از کاش خسته ست و چون اول بهاره و بعدچن روزتعطیلی رفته سرکارلابد حوصله نداره...اما دیروز عصر بعدازاینکه از مطب دکتر عبدی اومدیم بیرون خودش اعتراف کرد وگفت که النازاین چن روز همش توخودم بودم و حوصله ی حتی حرف زدن هم نداشتم نگران بود که خدایی نکرده نکنه مشکلت حادباشه...اخه خانم یکی از همکاراش الان 5-6ساله سالی یکی دوبار عمل میکنه و خوب شدنی هم نیست و تااینجا 30-میلیون خرج عملش کرده باز خوب میشد بهتربود
گفت میترسیدم خدایی نکرده مث اون شده باشی...دیدم طفلی رنگ به رخش اومد و چقد عوض شد![]()

ایشونم دکتر عیسی عبدی راد که واقعا نمونه ی یک انسان متشخص و باسواد و کلا همه چیز دیده ست
دیروز بابایی ساعت 4 اینارسید خونه نهار قورمه سبزی داشتیم خوردیم و 5:15رفتیم مطب ازشانس ما زیاد شلوغ نبود چن دقیقه ای متنظر شدیم بعد رفتیم داخل...چقدخاکی چقد مودب و متین واقعا...نتیجه ازمایش رو که دیدن گفتن که پلی کیستیک دارم وخداروشکر با دارو قابل درمان هستش اما قرار شد برم پیش دکتر دیگه...ایشونم گفتن که خانم وزنتون رو کم کنید...تو دلم گفتم دیگه بسه والله به خدا دیگه کم میکنم
ازمطب اومدیم بیرون باشوشو رفتیم مطب دکتری که قرار برم پیشش...متاسفانه پنجشنبه بود و اکثرا تعطیل بودن...ولی خب مطب رو شناختم و قراره شنبه یعنی فردا بزنگم یا حضوری برم مطب...بعد کمی پیاده گشتیم و سرم زد که برم متخصص تغذیه که چن تا ازدوست و اشناها رفتن و کلی فرق کرده بودن...هرچند بسته به اراده ادم داره....از شانسم اونجا هم تغیر مکان داده بودن و ر فتیم محل جدید که اونجاهم بسته بود...موندباز فردا که شوشو ارومیه هستن بریم و سربزنیم و انشالله این سال سال فوق العاده ای بشه برام....باکلی تغییر و تحول و اتفاقات خوب
الان شوشو رفته باشگاه و منم فعلا نشستم بیکار بیاد دوش بگیره احتمالا بریم از جاده مهاباد رازیانه ی خالص بخریم تا بذارم تو برنامم و انشالله نتیجه شو ببینم![]()
نمیدونم باوجود اینکه میدونم مشکل دارم اصلا ناامید نیستم اتفاقا یه نوری تو دلم هستش یه امیدی...چون خب بالاخره مشکلم حل میشه و مهم تر فهمیدیم که مشکل از کجاست به هرحال میدونم مامان میشم چرا غصه بخورم...خداجونم من فعلا صبردارم درسته خیلی وقتا دلم میکشنه و ناله یمکنم از تنهایی اما عوض من دوستایی که منتظرن رو نی نی بده و از چشم انتظاری درشون بیار ازته دل دعامیکنم و التماس دعا دارم از دوستای گلم![]()



نتیجه از نظر پرفسور عبدی
