تاسوعا...عاشورای 92
سلام مامانا....خوبین؟انشالله که دعاها و راز نیازهای همگی قبول درگاه حق باشه و همگی به آرزوهای قشنگتون برسین... تاسوعا عاشورای امسالم سرشار از لحظه ها و خاطرات به یادموندنی شد...شب تاسوعا یعنی سه شنبه که فرداش قرار بود تاسوعابشه من و شوشو رفتیم برای خرید سبزی و نون و پنیر نذریمون....اول سبزی رو خریدیم بعد کلی دنبال نون سنگک بودیم.....خدایا هرجا رفتیم گفتن فردا تعطیلیم و نون نداریم....انقد گشتیم که خدا میدونه....آخر سر ناامیدشدم گفتم بیا یه چیز دیگه نذری بدیم یا بذاریم سوم امام یا چهلم...که همسرم برگشت گفت الناز ناامیدنشو یکم صبرداشته باش پیدا میکنیم.....هرنون وایی رفتیم شماره تلفنی که رو درب هاشون بود زنگیدیم گفتن نداریم....اخر سر ...
نویسنده :
الــنـــازجوون
14:15



