دوقلوهای ماماندوقلوهای مامان، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 16 روز سن داره
زندگی من و بابا.عقدزندگی من و بابا.عقد، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
بابایی بابایی ، تا این لحظه: 41 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره
مامانیمامانی، تا این لحظه: 37 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

خدارو باهمه وجودم حس کردم

جاری نامهربون

1392/9/6 22:50
788 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نی نی ملوسم

نازنینم همه کسم نمیدونم این روزا چرا اصلا حس نوشتن ندارم اما  نمیشه که ننوشت

من این روزا یکم درگیرم و گرفتار...

دیروز بابایی رفته بود سقز و شبم که موند بانه و امروز اومد البته ساعت 8اینااومد خونه ی باباایرجدیروز خاله اینا از مشهد اومدن و ماهم بازن دایی و دایی و مامانی رفتیم خونه خاله دیدنشون...بابایی دوس نداشت برم میگفت بمون باهم میریم...هیچوقت نه نمیاوردها اما چون یکی دوتا چک از مشتریا داشت با من لج میکردخلاصه اجازه داد و رفتیم...سرظهری هم عمه لیلا زنگ زدو گفت برای شام بریم...اما اونا که میدونن بابایی گاهی شبانیس اگه خیلی دلشون میخواست ماهم توجمع خانوادگیشون باشیم از قبل باما هماهنگ میشدن نه اینکه همه رو دعوت کنن بعد ما یادشون بیفتیمهرچندبهترم شد...روم نشد بگم اخه بی انصاف مگه من چیکارت کرده بودم که با حرف این و اون عید نوروز عید دیدنی نیومدی خونه داداشتفـــــــــــــــــــدای ســـــــــــــــرمدیروز رفتم برای لیزر فراکشنال وای فقط خدامیدونه چقد درد داشتمامیدوارم تاثیر داشته باشه....بعدش با دختر خاله رفتیم یه سری کار بانکی داشتم حلش کردیم اومدم خونه باباایرج و شب موندم و تاالان که مینویسم و شوشو و مامان و بابا نشستن جومونگمیبینن....و منم که مشغولم....

اما یه چی بدجور اعصابمو خراب کرده.....

یادتون باشه گفته بودم جاریم خیلی تو زندگیم سرک میکشه...و یه بارم سراینکه برمیداره به شوشوم زنگ میزنه و حرف راجع به من بهش میگه یا این چیزا خیلی اعصابم رو خراب کرده...اون یه بار که فهمیدم به شوشوم زنگیده غیرمستقیم بهش رسوندم و از طریق مادر و داداش شوشو رسوندم که نباید به شوشوم زنگ بزنه....البته اگه ادم بود مشکلی نداشت اماحالا که بو از ادمیت نبرده نمیخوام به شوهرم زنگ بزنه....

خانم امروز برداشته به شوهرم زنگ زده گفته براش از بانه یه کرم حلزونی هست بخره میگم اخه ادم بی انصاف مگه کی به شوهر تو زنگ زدم...اخه چه دلیلی داره شوهر من برات از شهرستان خرید کنه؟چقد بی عرضه هستن بعضی ادما...شوشوی منم که ساده....عصری زنگ زد گفت یه ساعت راهش مونده...گفت الناز شامپو و وسایلی که خواستی رو خریدم و زن داداش زنگ زد گفت برام کرم بخر یه دونه هم کرم خریدم...وای اینو که شنیدم دیگه حرف نزدم گفتم خداحافظبعدبرداشتم هرچی از دهنم در اومد نثارش جاریم کردم و برای شوشو اس فرستادم...واااااای خون جلوچشامو گرفت یه لحظه....

دوست جونم  فریبا پیشنهاد خوبی بهم داد گفت کرم رو بردارم  و ندم به جاریم...راست میگه ها به شوشو هم بگم که بگه دیگه از اون کرمها نمیارن...آخ انقد دلم خنک میشه....میدونم شوشو هم چیزی نمیگه و قبول میکنه اگه این کاروبخوام بکنمخلاصه بعد شوشودید فحش دادم و ناراحتم گفت نمیام خونه بابا دنبالت خودت پاشوبیا خونه....اینو گفت چون من رو این قضیه حساسم.....منم دیدم دیگه نه انگارقضیه جدی شد....از شیوه ی همیشگی استفاده کردم افتادم رو دنده ی ناز کردن و بهش گفتم عوض اینکه پریودم درد دارم نازمو بکشی و باهام مهربون باشی داری بخاطر اون باهام بدرفتاری میکنی...درحالیکه بیچاه اصلا رفتاربدی با من نداشته.....گفتم دیروز رفتم لیزر الان نصف صورتم زخمه و دردم مثل ادماییه که رفتن زیر تیغ جراحی عوض مهربونی داری ازم فاصله میگیری....یهودیدم شوشو اس داد عزیزم میام زودی ماشین رو برمیدارم میام پیشت و دوست دارم و این حرفا

قربونش برم فکر کرده بود امشب از پریود پاک میشم....بهم گفت امشب برنامه داریم واینا البته متن جمله اش یه جور دیگه بود اما منم ضدحال زدم و گفتم امشب نه فرداشب پاکم خدا جونم این ادمای مزاحم رو از زندگی مابنده های خوبت پاک کن....بخدا من کاری بهشون ندارم اما همش میخوان باعث بازندگی من بشن....دوست دارم خداجونم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

مامان الناز
7 آذر 92 0:33
سلام عزیزم خودت و اسه ادمای بی ارزش اذیت نکن ارزش خودت وشوهرت بیشتر از این حرفاست قدر روزای خوبتو بدون
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام عزیزدلم خوبی؟متاسفانه دست خود ادم نیس .لی خوب الان خوبم و خداروشکر شوهرمم قبول داره که زن داداشش چه موذی هستش خخخخخخخخخ
نفیسه
7 آذر 92 1:02
منم از این ادمای نفهمم زیاد دارم دور و برم اما ارزش نداره بخاطرشون بینتون بهم بخوره البته منم در این موارد زود از کوره در میرم اما منطقیش ارامش
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام عزیزدلم خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بله متاسفانه ادم گیج میشه از دست این نکبتاها....بله باید ارامش داشته باشیم..بوس مواظب خودت باش
مامان یاسمن و محمد پارسا
7 آذر 92 8:42
سلام عزیزم امیدوارم الان حالت بهتر شده باشه الناز جونم من نفهمیدم چرا اینقد عصبانی شدی دوستت دارم و امیدوارم ارامش و مهربانی همیشه همنشین زندگی شیرینت باشه عزیزم
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام خداروشکرکه خوبین.....من ناراحت شدم چون میدونم جاریم چه شیطانیه یه بار زنگ زده بود به شوهرمو امارمنو داده بودم بهش گفته بودم دلیلی نداشت تو به شوهرمن زنگ بزنی....دلیلی هم نداره....زنگ زده به شوشوم سفارش کرده از شهرستان لوازم ارایشی براش بخره...بخدا شرم داره...دلیلی نداره من به شوهر اون حتی زنگم نمیزنم....بابا این کاراش عصابموبهم میریزه...مرسی عزیز شادباشیین
باران
7 آذر 92 10:54
سلام الی جونم چرا اینقدر حساسی خانم گل ؟ مگه پولش رو نمیداد بهتون؟اینجوری خودت رو اذیت میکنی/پست جدیدم رمز داره دوست داشتی بیا رمز:بیا
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام عزیزدلم خوبی؟حساسم برای اینکه بهم بد کردن.....چون پشت سرم حرفایی زدن نامربوط و حالا دلم باهاش صاف نمیشه....بهش گفته بودم ازطریق مادروشوهر و برادرشوهرم گفته بودم که دلیلی نداره ک ه اون به شوهرمن زنگ بزنه....دلیلی نداره...باز ادم درستی بود مشکلی نداشت زنگ زدنش اما چون میدونم چه شیطانیه راضی نیستم حتی یه لحظه باشوهرم حرف بزنه....بحث پول نیست اصلا باران جان...هزارتا از اون پولا صدقه سرخودم و تو و شوهرمه...اما وقتی صدتومان خیربه ما نمیرسونن و همش ضررمیرسونن بهمون بدم میاد از کاراشون...حل کردیم با شوشو مشکل رو فداتشم....چشم میام الان
فریبا
7 آذر 92 11:50
فدای تو الناز جونم...خوبی؟؟؟؟؟این جاری ها همشون مثل همدیگه ان اصلا بی محلی بهترین کاره......
الــنـــازجوون
پاسخ
فداتشم اره بخدا اره اما الان باشوشوم حرفیدم و قبول کرد که حق بامنه و قرار نیس اعصابم خراب بشه
نیلوفر جون
7 آذر 92 13:12
چه ادم پرویی این جاریت ولش کن بهش توجه نکن اعصاب خودتم خورد نکن بی خیال
الــنـــازجوون
پاسخ
بله متاسفانه خیلی پرروئه
مامان الناز
7 آذر 92 18:59
سلام عزيزم ببخش ديشب داشتم پست اخرتو مي خوندم دير متوجه شدم جوابتونو دادم اما شما انگار متوجه نشدي بازم معذرت مي خوام
الــنـــازجوون
پاسخ
سلام عزیززززززززززززززم شماببخشید بله بعدا متوجه شدم دیدیم شماجواب دادی و گپ رو بستین شرمندم عزیزم....انشالله یه فرصت دیگه...النازجونم رو ببوسین
مامان ستاره
7 آذر 92 23:38
خودتو به خاطر این جور آدما ناراحت نکن ....