زلزله ی 10 ریشتری...
سلام مامان جان مامانت بیچاره شد کجایی به دادم برسی عزیزززززززززززززم مامانی پریشب با عموت اینا رفتیم جنگلی کلی خوش گذشت بعد از کلی خریداز نمایشگاه اومدیم یکم شب نشینی کر دیم کنار راه و منو بابایی و خانواده عموت و خانواده داداش زن عمو بودیم نشسته بودیم داشتیم گل میگفتیم گل میشنفتیم یهو برگشتم پشت سرم دیدم یه جوجو توپول موپول داره آسه آسه میره دقت که کردم دیدم وااااااای جــــــــوجه تیغـــــــــی خلاصه باپای برهنه همچین دوییدم که بابای پارسا یه ساعت بهم خندید آی جوجه تیغی نامرد وقتش بود آخه خلاصه لحظات خوبی سپری کردیم... موقع برگشتن از پارک جنگلی پارسا سوار ماشین ماشد توراه همش گفت عمو میام خونه شما زن عم...
نویسنده :
الــنـــازجوون
17:23



