دلتنگم
نـــــــــــــــــــاز مامان سلــــــام عزیزم مامانی ایناروزا نمیتونه زیاد خوب بخوابه شبایاحتی بعداینکه بابایی رو بدرقه میکنه ..جدیدا همینکه فکرمیکنم به خوابیدن دلم میلرزه نمیدونم چم شده!!! داروهامم دارم مرتب میخورم امیدوارم به حق این ماه عزیز همه سلامتیشون رو به دست بیارن و زودی نی نی بیارن... اه مامانی بابایی امروز صبح رفت فرداشب میاد خیلی دلتنگشم از الان تاخودشب ،شب که شد خوابیدم غصه ام کمترمیشه چون میدونم همون روز تاعصرمیاد پیشم مامانی من عاشق پدرتم خیلی همسر خوبیه هم دوستمه هم شوهرمه هم نی نی مه ،خیلی ملاحظه مو میکنه دست خودم نیس گاهی میفتم رو دنده ی لج ولی اون همیشه کوتاه میاد قربونش بشم من نمیدونم واقعا چیکا...
نویسنده :
الــنـــازجوون
12:34



