تعطیلات تمام شد
سلام![]()
دوستای گلم حالتون خوبه؟امیدوارم روزای خوبی رو پشت سر گذاشتین و روزای بهتری انتظارتون و میکشه انشالله...منم بدک نیستم اما خب هنوز کاملا خوب نشدم...همون روز که رسیدیم شبش رفتیم دکتر 3تاامپول و دارو دادن حالا بهترم اما لبام ورم دارن یه جوری بد جور اصلا....ازفردا باز تنهایی میاد سراغم
یه جورایی دلم گرفته...دیروز نزدیک غروب بغل شوشو اولین گریه ی سال جدید رو هم راه انداختیم....یادم افتاد که قراره باز تنهابمونم و شوشو ازشنبه بره دلم خون شد شوشو هم بغلم کرد و نذاشت زیاد گریه کنم...
دیروز قبل ظهر من رفتم خونه ی بابام و شوشو فت پیش بابا بعدظهرم رفتیم دیدن مامان بزرگام...بعد مااومدیم خونه خودمون و یکم به کارام رسیدم و شوشویه نیم چرتی زد و رفتیم دنبال مامان بابام و رفتیم خونه ی عموجاویدم...داداش و زن داداشمم اومدن ساعت12 اینابود اومدیم خونه تلپ شدم رو تخت خیلی خسته بودم ...صبحم شوشو قبل ظهر ماشین رو برد کارواش منم جم و جور کردم و اومد نهارخوردیم الان رفته باشگاه و منم تنهام میخوام برم یه چرت بزنم دلم خواب میخواد وای خداکنه کسی نیاد خونه یه جورایی خسته ام و حوصله ی هیشکی رو ندارم...فعلا بابای



تعطیلات تمام شد
