دوقلوهای ماماندوقلوهای مامان، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 17 روز سن داره
زندگی من و بابا.عقدزندگی من و بابا.عقد، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره
بابایی بابایی ، تا این لحظه: 41 سال و 1 ماه و 3 روز سن داره
مامانیمامانی، تا این لحظه: 37 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

خدارو باهمه وجودم حس کردم

اصفهان شنبه 9 فروردین

1393/1/9 16:41
224 بازدید
اشتراک گذاری

سلام....روزبخیر...بالاخره رسیدیم اصفهان...شهرخوشکل وبزرگیه...اومدیم نشستیم سی وسه پل و منتظرداداش و شوشوم نشستیم که ماشین پارک کنن بیان پیشمون چای خوردیم ومنتظرشدیم....رفتیم نهاررو رستوران عبدالوهاب چلوکباب خوردیم خوب بود...بعداومدیم برای هتل یاسویت...خداروشکریه آپارتمان خوب پیداکردیم تو امیریه و اومدیم و الان مامانم وبابام وشوشوم دارن استراحت میکنن و من و داداش و امیروالنازنشستیم توهال....بیداربشن میریم بیرون احتمالااولش باغ پرندگان که شوشوم زیادروش تاکید داره...دیشب توشهرضاکه موندیم جامون خوب بود و امروزقبل دوازده راه افتادیم طرف اصفهان.....اومدیم باصاحب خونه خانمش سمت خونه و خانمه پیش من توماشین مانشست و باهم حرف زدیم...لهجه اش روخیلی دوس داشتم...خلاصه الان جامون خوبه  و خوشیم خداروشکر...اماسمت داست دستم ازمچ به بالاحساسیت کرده و قرمزشده و دون دون شده میسوزه....خخخخخخخخخخ سیاه سوخته شدم دوستون دالم یه دنیا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

زهراخ
15 فروردین 93 20:47
سلام گلم خوبی چه خبر؟منم دوست دالم