یلدا و اربعین
سلام دوستای گلم باعرض پوزش سرم خیلی شلوغ بود باتاخیر ____یلدا مبارک_____ شب چله به دلیل اینکه مامان اینا اسباب کشی داشتن چن روز قبلش قول گرفته بودم که شب بیان خونه ی ما... یه دوروز قبلش بابام اینا اومدن خونه ی ما که شب بمونن من تازه از حموم اومدم بیرون که دیدم برادر شوهرم زنگ زدن که زن داداش کجایی؟ گفتم خونه ام داداش...گفت زنگ زدم کوبازنکردین که...گفتم بابا گاها صداش درنمیاد...خلاصه موهای خیسمو زودی بستم رفتم لباس پوشیدم و تامن بیام مامانم باهاشون سلام احوالپرسی کرده بود اومدم مادرشوهر و پدرشوهرم و داداش شوشوم اومدن... گفتن شوشوت کو؟گفتم توراهه قرار بود 8 برسه طفلی براش بمیرم راهها بسته بود و جاده ها لغزنده که اومدن...
نویسنده :
الــنـــازجوون
17:57





